جعفر شهرى باف
286
طهران قديم ( فارسى )
سينما داريوش واقع در ميدان شاهپور ضلع غربى « 47 » و پنجم سينما سپه واقع در خيابان سپه كه كم كم رو به ازدياد نهادند ، با ساعات كارى كه از چهار بعد از ظهر شروع كرده تا ساعت ده شب ( يكسره ) نمايش مىدادند . كلمهء « يكسره » از آن جهت آورده شد كه اگر چه طول مدت سآنسهاى آن روز نيز مانند امروز از دو ساعت تجاوز نمينمود ، اما از آنجا كه مردم هنوز اول و آخر و وقت و ساعت و شروع و ختم نمىشناختند و طاقت و شكيبايى تا سر سآنس را در خود نمىديدند ، به محض خريدن بليت وارد سالن شده از هر جاى فيلم كه بود بتماشا مىپرداختند و نديدههايش را از اول سآنس بعد وصل مىكردند و چه زياد كه با همان يك بليت هر سه سآنس يعنى شش ساعت در سينما مانده سه نوبت همان فيلم را تماشا مىكردند . ديگر عدم كنترل در آن كه ميتوانستند در خلال سآنسها كه چراغها روشن مىشد خود را از صندليهاى جلو يعنى جاهاى نامرغوب به صندليهاى عقب و لژ برسانند و اين همان زمان بود كه مانند جماعتى كه از جلو پردهى آن شير و پلنگ عقبشان كرده باشد با سر و صدا و جنگ و گريز از سر و كول هم و روى صندليها بالا رفته خود را به عقب و عقبتر مىرساندند . از احوال سينماهاى آن زمان نيز آنكه چون آپاراتهايشان كوچك و قادر به نمايش فيلمهاى يكسره نمىشدند ، در هر بيست دقيقه يك بار جهت تعويض حلقهء فيلم و امور مربوطه ، نمايش تعطيل و چراغهاى سالن روشن مىگرديد كه اين توقف يا تنفس را آنتوراك ( انتراكت ) مىگفتند و پس از آن بود كه از جهت عدم
--> زمانى كه دولت خود مشوق سينما بود ، تا آنجا كه وام بدون بهره به سازندگان آن داده دربارهاش تبليغات وسيع مينمود ، روزنامه اجازه نداشت چنان خبرى درج بكند ، و در جهت اطمينان خاطرشان معروض ميدارد كه وسائل سوخته و ميز و صندلىهاى نيمه سوختهى خيس آب آن كه در كوچه ريخته بود خود اين حقير شاهد بودم . ( 47 ) . همچنين وجود اين سينما را در ميدان شاهپور جوانكى ديگر كه جوابشان در تاريخ ( . . . تهران در قرن سيزدهم . . . ) خود اين بنده داده شد انكار نموده آن را در اول خيابان قزوين كه اخيرا به آنجا تغيير مكان يافته بود ذكر كرده ، به فكر خودشان غلط گرفته بود ! كه بايد در اينجا نيز بعرضشان برسانم كه اول تشريف برده تهران را شناخته مطالعه كنيد ، بعد از كسى كه از اسم و مطالب كتابش تهران قديم چاپ زدهايد غلط گرفته ، اظهار فضل بكنيد !